سه شنبه, ۹ خرداد , ۱۳۹۶
مطالب آموزش
آزمایشگاه
سوالات امتحانی
Print Friendly


کلیه ها یک جفت عضو دفعی اند. آنها لوبیایی شکل هستند. در پشت شکم قرار دارند.

کلیه ها در طرفین ستون مهره ها قرار دارند. در حالت خوابیده کلیه ها تقریباً از طرف بالا از مهره ۱۲ سینه ای و از طرف پایین تا مهره سه کمری امتداد دارند.

محل قرارگیری کلیه ها به خاطر اثر کبد، کلیه راست کمی پایین تر از کلیه چپ قرار دارد (انگار که کبد روی کلیه راست فشار آورده و آن را کمی به پایین متمایل کرده).

با این که دو کلیه از نظر اندازه و شکل مشابهند، اما کلیه چپ بلندتر و باریک تر از کلیه راست است و به خط وسط بدن نزدیک تر است.

قطب پایینی کلیه ها باریک است، اما قطب بالایی پهن است و با غده فوق کلیه تماس نزدیک دارد.

کناره خارجی کلیه ها محدب (برآمده) و کناره داخلی آنها گود است (در آناتومی منظور از کنار خارجی کناره ای است که به خارج بدن نزدیک تر است و کنار داخلی کناره ای است که به سمت داخل بدن نزدیک تر است).

در وسط این گودی کنار داخلی کلیه، یک فرورفتگی به نام ناف کلیه وجود دارد. ناف کلیه در حقیقت یک شکاف طولی عمیق است.

کلیه یکی از موضوعاتی که آناتومی به ما یاد می دهد، این است که بتوانیم راست و چپ و یا پشت و رو بودن یک عضو یا قسمتی از بدن را تشخیص دهیم (یعنی به عنوان مثال وقتی یک کلیه واقعی مانند کلیه (قلوه) گوسفند را می بینیم و یا پزشکان کلیه انسان را می بینند و یا حتی وقتی در آزمایشگاه مدرسه یک کلیه پلاستیکی را می بینیم بتوانیم تشخیص دهیم که کلیه راست یا کلیه چپ است یا جلوی کلیه را می بینیم یا پشتش را).

درباره کلیه ها، یک راه خوب برای تشخیص این موارد عناصری است که از ناف کلیه می گذرند. در ناف کلیه به ترتیب از جلو به عقب این عناصر عبور می کنند:

۱-سیاهرگ کلیوی: جلوترین عنصر در ناف کلیه است (در بسیاری از منابع و در دانشگاه به سیاهرگ، ورید و به سرخرگ شریان می گویند).

۲-سرخرگ (شریان کلیوی)

۳-لگنچه کلیوی (قسمت انتهایی بالایی و متسع (گشاد) شده میزنای است.

پس به این ترتیب در کلیه از جلو به عقب این اجزا را داریم: سیاهرگ، سرخرگ و لگنچه و به این ترتیب می توانیم جلو پشت کلیه را از هم تشخیص دهیم (هر طرف سیاهرگ جلوتر بود، آن قسمت روی کلیه است).

چگونه می توانیم بالا یا پایین بودن کلیه را تشخیص دهیم؟ از کجا می فهمیم که کدام سر قطب بالایی و کدام سر قطب پایینی است؟ چنان که گفتیم سطح یا قطب بالایی کلیه پهن تر است. اما سطح پایینی باریک تر است. یک راه بهتر نیز برای تشخیص قطب بالایی و قطب پایینی کلیه ها وجود دارد. میزنای که بعداً بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد از لگنچه به سمت پایین می آید. به این ترتیب هر طرفی که میزنای به آن طرف می آید قطب پایین است و دیگری قطب بالاست.

هر کلیه حدود ۱۱ سانتی متر طول و شش سانتی متر ضخامت دارد. به قولی هر کلیه انسان بالغ به اندازه حدود یک دست مشت شده است. متوسط وزن کلیه در مردان نیز ۱۵۰ گرم و در زنان ۱۳۵ گرم است.

محور طولی کلیه ها نیز به سمت پایین و به سمت خارج است. پس بنابراین قطب های بالایی کلیه نسبت به قطب های پایینی به خط وسط نزدیک ترند.

(اگر می خواهید آناتومی بدن را بهتر بفهمید هنگامی که به یک شکل نگاه می کنید فرض کنید که بدن فردی را می بینید که روبرویتان ایستاده است. طبیعی است که سمت راست شما در واقع سمت چپ اوست و برعکس. البته دقت شود که گاهی شکل مربوطه سطح پشتی بدن فرد را نشان می دهد که در این صورت معلوم است که سمت راست ما همان همان سمت راست شکل است و برعکس. همچنین به قول استادی وقتی کسی را می بینید سعی کنید با نگاه کردن داخل بدنش را مجسم کنید).

کلیه جنین چه شکلی است؟

در جنین کلیه ها لوبوله (لوب لوب یا قطعه قطعه اند) و حدود ۱۲ قطعه (لوبول) اند که به تدریج بعد از تولد به هم متصل شده و در دوران بلوغ کلیه ظاهری یکنواخت و صاف پیدا می کند. ممکن است در بعضی از موارد آثار قطعات لوبول های جنینی کلیه کماکان باقی بماند (از نظر علمی هفته سوم تا هشتمی که فرد در بدن مادرش است (حاملگی) را دوران رویانی یا اندام زایی می گویند و از ماه سوم تا تولد را دوران جنینی می گویند).

هر کلیه از چند بخش درست شده است که عبارتند از:

۱-بخش قشری

۲-بخش مرکزی (مدولا)

۳-فضای سینوس کلیه

قشر کلیه به صورت نواری است که کاملاً قسمت مرکزی را احاطه کرده است. ضمیمه هایی از قشر کلیه به قسمت مرکزی کلیه برآمده می شود که ستون های کلیوی نام دارند.

قسمت مرکزی (مدولا) ی کلیه از حدود ده جسم مخروطی به نام هرم های کلیه تشکیل شده است.

هرم های کلیوی به صورتی قرار می گیرند که نوکشان به سمت مرکز کلیه و قاعده آن به طرف قشر کلیه است. به نوک هرم ها پاپیلای کلیوی می گوییم. پاپیلای کلیوی توسط کالیس های فرعی احاطه می شوند (کالیس های فرعی ادرار را دریافت می کنند و قسمت ابتدایی مجرای اند که در نهایت میزنای ها (حالب ها) را می سازند.

چند کالیس فرعی (سه تا هفت تا) به هم متصل شده و یک کالیس اصلی را تشکیل می دهند و دو یا سه کالیس اصلی به هم متصل شده لگنچه کلیه را می سازند که انتهای فوقانی قیفی شکل میزنای است.

میزنای

میزنای ها (حالب ها) مجرای عضلانی ضخیمی اند که ادرار را از کلیه به مثانه منتقل می کنند. در بدن دو میزنای وجود دارد. میزنای حدود ۲۵ سانتی متر طول دارد که قسمتی از آن در شکم و قسمتی در لگن قرار دارد. قطر میزنای سه میلی متر است. میزنای در مثانه ها مانند یک دریچه عمل می کند. به طوری که مانع برگشت ادرار از مثانه به میزنای می شود. سوراخ های میزنای در مثانه پر پنج سانتی متر و در مثانه خالی ۲٫۵ سانتی متر از هم فاصله دارند.

میزنای از روی ابتدای سرخرگ ایلیاک یا انتهای سرخرگ ایلیاک مشترک عبور می کند.

میزنای ها در سه نقطه از مسیرشان تنگ می شوند:

۱-محل تلاقی میزنای و لگنچه

۲-جایی که میزنای از روی شریان ایلیاک مشترک می گذرد، تنگ می شود (این نکته به نکته قبلی ارتباط دارد).

۳-جایی که میزنای به دیواره مثانه وارد می شود (در حقیقت مسیر میزنای از کلیه به مثانه است تا ادرار را در آن تخلیه کند).

تنگی های طبیعی میزنای مکان های مناسبی برای تجمع سنگ های میزنای هستند. برای کلیه پنج بخش قایل شده اند: رأسی- بالایی- میانی- پایینی و عقبی.

پوشش های کلیه:

۱-کپسول لیفی- غشای نازکی است که نمای خارجی کلیه ها را می پوشاند به درون سینوس کلیوی نیز نفوذ کرده و آن را فرش می کند (سینوس به معنی حفره یا فضا و سینوس کلیوی فضایی است در کلیه که سرخرگ و سیاهرگ کلیوی و لگنچه به آن باز می شوند.

کپسول کلیوی در حالت طبیعی به راحتی از کلیه جدا می شود ولی در برخی بیماری ها به سختی به کلیه چسبیده و از آن جدا نمی شود.

۲-درست خارج از کپسول کلیوی چربی دور کلیوی وجود دارد که به طور کامل کلیه را احاطه می کند. این چربی در کناره های کلیه ضخیم تر است و فضای خالی سینوس کلیوی را هم اشغال می کند.

۳-تا حالا گفتیم که کلیه را کپسول و چربی دور کلیوی احاطه کرده اند. سومین چیزی که کلیه را احاطه کرده و روی چربی کلیوی قرار گرفته یک غشا به نام فاسیای کلیوی است (فاسیا در آناتومی زیاد به کار می رود. به طور ساده به ورقه یا نواری گفته می شود که عضلات و اعضای مختلف را احاطه می کند و یا به ورقه یا نواری که به عنوان مثال در عمق پوست قرار دارد فاسیا می گویند). غده های فوق کلیه که بالای کلیه ها قرار دارند هم توسط فاسیای کلیوی پوشیده شده اند و توسط یک تیغه نازک از کلیه ها جدا شده اند (فاسیای کلیوی در هر عمل جراجی روی کلیه باید بریده شود).

۴-آخرین پوشش کلیه چربی کنار کلیوی است (دقت کنید که چربی قبلی، چربی دور کلیوی بود که به طور کامل کلیه را احاطه می کرد. اما این مورد آخر، چربی کنار کلیوی است که بیشتر درعقب و پایین کلیه ها دیده می شود و ناودان مجاور مهره ها را پر می کند و بالشتکی برای کلیه هاست.

چند ناهنجاری کلیه

۱-ممکن است قطب های پایینی یا به ندرت قطب های بالایی دو کلیه به هم متصل شده و کلیه نعل اسبی درست کنند.

۲-سرخرگ کلیه از آئورت منشأ می گیرد (آئورت یک سرخرگ خیلی مهم است که مستقیماً از قلب جدا شده و به بدن توسط شاخه های مختلف خونرسانی می کند). قسمت انتهایی آئورت شکمی به دو شاخه ایلیاک مشترک تقسیم می شود.

سرخرگ کلیوی از آئورت شکمی جدا می شود. اما متأسفانه یک ناهنجاری کلیوی وجود دارد که در آن کلیه در موقعیت جنینی خود در لگن باقی مانده است (چون در زمان جنینی کلیه در لگن ایجاد می شود) در نتیجه سرخرگ کلیه به جای این که از آئورت جدا شود از ایلیاک مشترک منشأ می گیرد.

۳-از ناهنجاری های دیگر، نداشتن کلیه است که آن را آپلازی Aplasia می نامیم. یا ممکن است فقط یک کلیه کوچک یک طرفه دیده شود. یا هردو کلیه در یک طرف بدن جا گرفته باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

آموزش ویژه علوم




دانلود کتاب های علوم


















طرح درس سالانه






دانلود راهنمای معلم



عضویت خبرنامه